كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
344
ده سفرنامه ( فارسى )
خاك اين منطقه حاصلخيز و انواع و اقسام ميوه از قبيل ليمو ، نارنج ، هلو ، انار ، و انگور در آن به عمل مىآيد . يك نوع درختهاى مو در كوهستانها وجود دارد كه مانند تاكستانهاى گرجستان در كنار ساقه درختان رشد و نمو مىنمايند . هرچند اين نوع انگور مرغوب مىباشد لكن مانند ديگر ميوهجات گيلان از شهرت فراوانى برخوردار نيست . خواروبار و مواد غذايى در اين استان ارزان و فراوان ، و همچنين كشتوكار برنج و گندم در اين استان موفقيتآميز و سودآور است . ترويج و پرورش كرم ابريشم و توليد اين نوع محصول در اين استان شهرت بهسزايى دارد . ابريشم گيلان جوابگوى تمام كارخانجات ابريشمبافى ايران است و بهخصوص هر ساله مقادير زيادى از رشت و لنگرود به استرخان صادر مىگردد ، و مردم بومى از اين رهگذر ثروت هنگفتى به چنگ مىآورند . گيلان در سال 1724 از طرف شاه ايران به روسها واگذار شد و كاترين دوم بار ديگر آن را در سال 1780 به تصرف درآورد ولى سرانجام آغا محمد خان قاجار در سال 1797 اين سرزمين را از تصرف روسها خارج نمود . در حال حاضر قسمتهاى جنوبى اين استان جزو قلمرو پادشاه فعلى ، ولى بخشهاى شمالى كه تا نواحى طالش را در بر مىگيرد تحت اشغال مصطفى خان يكى از سر - كردگان ياغى و متمرد محلى است كه بهطور مستقل بر آن نواحى حكومت مىكند . در گيلان رودخانهاى به آن كيفيت وجود ندارد ليكن ما عنقريب درباره رودخانه قزلاوزن سخن مىگوييم . تنها جايى كه در اين استان بتوان نام شهر بر آن نهاد رشت است اين شهر در كنار درياى خزر قرار گرفته و قسمتهاى مهمى از توليدات ابريشم و ديگر فرآوردههاى محلى از اين طريق به استرخان صادر مىگردد .